آن که شیرم داد و عمــرم مادر اســت
زیرپای او بهشت فرموده پیغمبر است
همسرم جــانی دگر در جسم مـن
زین میان او را خدا کرد قسم من
مادرم روحم بداد و همســرم
روح دیگر شد مرا در پیکرم
گرچه من قسمی ز جسم مادرم
پاره ای از جسم من هم همسرم
مادرم گرید چو من دردی کشم
بهر من روحیه باشد همــسرم
خون من از شیر مادر جاریست
خون بدون همسرم کی کاریست؟
گر نباشد همسرم خون بهر چیست؟
بعد مادر چشم امّیدم به کیست؟
گـــر سَــــرم آیـــد مصــــیبـت مـــادرم
می زند بر سینه و بر سر بکوبد همسرم
چون مرا مادر بداده زندگی
از برای همسر است و بندگی
بعد حقّ جانِ من این دو بود
صبح هر روزم بدیشان نو بود
سروده بالا از جناب آقای محمدعلی ابراهیمی یکی از
همشهریان خوش ذوق یزدآبادی است که به مناسبت ولادت
حضرت فاطمه (س) روز مادر و بزرگداشت مقام زن
سروده است.

