اخبار مسجد

جشن انقلاب در اردوگاه

5013

پایی که جاماند خاطرات روزانه سید ناصر حسینی پور از سال های اسارت در زندان های رژیم بعث عراق است که ما را به حال و هوای آن روزها می برد. به مناسبت سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی سری به این کتاب می زنیم تا ببینیم بهمن ماه در اسارت چگونه گذشته است…

شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۶۷- تکریت عراق – اردوگاه ۱۶

دهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی است . بچه های تبریز و ارومیه مسابقه گذاشته بودند. در این روزها حساسیت ها و مراقبت های شدیدی از سوی نگهبان ها اعمال می شد . با وجود تنگناها و کمبودهای فراوانی که داشتیم ، از چند روز پیش تعدادی از اسرا به صورت خود جوش تصمیم گرفته بودندسالگرد پیروزی انقلاب را جشن بگیرند. جشن های ما ساده و دور از چشم عراقی ها بود . با پیشنهاد حاج حسین شکری تعدادی از بچه ها از هفته ها قبل مقدمات لازم را فراهم کرده بودند. تلاش من برای خرید ده عدد شمع از حانوت(فروشگاه) اردوگاه بی فایده بود .می خواستم ده عدد شمع به مناسبت دهمین سالگرد پیروزی انقلاب از حقوقمان بخریم و شب روشن کنیم . مسابقه فرهنگی کار یزدان بخش مرادی بود . چند سوال در موضوع امام و انقلاب مطرح شد. برندگان جایزه گرفتند…

جوایز مسابقات را از صنایع دستی خودمان تهیه کرده بودیم و شامل کلیه بند ، کلاه ، شال ، تسبیح و… بود . بچه ها هر چه در توان داشتند در اختیار مسئول فرهنگی قرار داده بودند. یکی از بچه های آذربایجان که ترک باسلیقه ای بود عکس امام خمینی را روی پارچه سفید دشداشه با نخ حوله و پتو گلدوزی کرده بود. نقاشی اش کار علی یمانی بود. کار قشنگی بود. علی گفت : برای ما که دسترسی به تلوزیون ایران و عکس امام نداریم وجود یه نقاشی از امام نعمته . هرکس دلش برای امام تنگ میشه بیاد این نقاشی رو ببینه .

بعضی از بچه ها دوده حمام را که از آبگرمکن های نفتی تهیه شده بود با روغن مایع مخلوط کرده و با آن تصویر امام را رنگ آمیزی می کردند… امروز بعداز ظهر دو ، سه نفر از نگهبان ها ، عطیه ، حامد و سلوان شیرینی جشن پیروزی انقلاب را خوردند، مهندس غلامرضا کریمی به آن ها شیرینی تعارف کرد. سلوان به مهندس گفت : شینو مناسبت ؟ چیه مناسبتش ؟ مهندس کریمی هم گفت : سیدی مناسبتش ، جاء الحق و زهق الباطل .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.