بعضی خیال می کنند زن کمبودش این است که مشاغل بزرگ و سر و صدادار ندارد؛ مشکل زن این نیست. حتی آن زنی که شغل بزرگی هم دارد، همان زن هم به محیط امنی در خانواده، به یک شوهر مهربان بامحبت، به یک تکیه گاه مطمئن عاطفی و روحی – که شوهر و مرد او است احتیاج دارد. طبیعت و نیاز عاطفی و روحی زن این است؛ باید این نیاز برآورده بشود. مسأله شغل هم مسأله دیگر است؛ البته مسأله درجه اولی هم نیست. اگرچه اسلام مانع مشاغل و مسؤولیتهای زنان نیست مگر در یک موارد استثنایی که بعضی مورد اتفاق بین فقهاست، بعضی هم مختلف فیه است که در این زمینه ها هم البته باید کار بشود؛ لیکن مسأله اصلی زن این نیست که آیا شغلی دارد یا ندارد. مسأله اصلی زن، آن مسأله اساسی است که امروز در غرب متأسفانه از بین رفته است، و آن همان احساس آرامش و احساس امنیت و احساس امکان بروز استعداد و مورد ستم قرار نگرفتن در جامعه و در خانواده و در خانه شوهر و در خانه پدر و امثال اینها است.
کسانی که در خصوص مسأله زن تلاش می کنند، باید در این زمینه ها تلاش کنند. چند نکته اساسی را که باید مورد توجه باشند، عرض کنم؛ اولاً: فکر رشد زنان از لحاظ معنوی و اخلاقی بایستی یک فکر رایج در میان خود زنان باشد. خود بانوان باید بیشتر به این مسأله بیندیشند. خود آنها به معارف، به معلومات، به مطالعه، به مسایل اساسی زندگی رو کنند. همان تربیت غلط غربی موجب شد که در دوران حکومت
طاغوت در این کشور، زنان به آرایش، تجملات، زینتهای بی خودی، تبرج و خودنمایی تمایل پیدا کنند، که این هم از نشانه های مردسالاری است. دوم، اصلاح قوانین است. بعضی از قوانین در برخورد با زن و با مرد احتیاج به اصلاح دارد. باید کسانی که اهل این کارها هستند، مطالعه کنند، بررسی کنند و آن قوانین را درست نمایند.
یک مسأله دیگر که این هم از کارهای لازم است، این است که نظر اسلام در مورد حقوق زن و حقوق مرد باید تبیین بشود. خود بانوان هم در این زمینه باید کار کنند، اما بیشتر باید کسانی که در معارف اسلامی آگاهی دارند، تلاش بکنند و بتوانند نظر اسلام را در آن جاهایی که حقوق زن و مرد متفاوت است، درست تبیین کنند، تا هر کسی تصدیق کند که این دقیقا بر اساس طبیعت و فطرت انسانی زن و مرد و بر طبق مصالح جامعه است.
نکته بعدی این است که از بحثهای انحرافی در این زمینه ها باید اجتناب شود. بعضیها به عنوان اینکه از زن دفاع می کنند به بحثهای انحرافی کشانده می شوند؛ بعضی از مسائل از قبیل دیه و امثال اینها را مطرح می کنند؛ در حالی که اینها بحثهای انحرافی است. نظر اسلام در مورد زن و مرد واضح و روشن است. یک نکته دیگر که باید مورد توجه باشد، دفاع اخلاقی و قانونی از زن، بخصوص در داخل خانواده است. دفاع قانونی با اصلاح قوانین – همان طور که گفته شد – و ایجاد قوانین لازم و دفاع اخلاقی با طرح این مسأله و مواجهه با کسانی که این را درست نمی فهمند و زن را در خانه مستخدم مورد ستم مرد، بدون تمکن از خودسازی معنوی تلقی می کنند و این گونه هم عمل می کنند، باید با این فکر با قوت و شدت مقابله بشود؛ البته به شکل کاملاً منطقی و عقلانی. مسأله بعد مسأله اهمیت دادن به عفاف در زن است. هر حرکتی که برای دفاع از زن انجام می گیرد. باید رکن اصلی آن رعایت عفاف زن باشد.
یک مسأله هم مسأله تعلیم و تربیت بانوان است. من بر این همیشه تأکید کرده ام. خوشبختانه امروز در جامعه ما، تعلیم و تربیت زنان رایج است؛ اما در عین حال هنوز خانواده هایی هستند که دختران خودشان را تحصیل منع می کنند. نکته آخر این است که جامعه هم از لحاظ قانونی، هم از لحاظ اخلاقی، باید با کسانی که تعدی به زن را حق خودشان می دانند، برخورد سخت بکند؛ قانون هم باید در این زمینه مجازاتهای سختی را پیش بینی بکند(بیانات رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۷۶)

