در ابتدا لازم به توضیح است که زمین های یزدآباد قبل از تصاحب ظل السلطان ملک شخصی به نام مستوفی بزرگزاد بوده که جمعاَ۷۲ حبه میباشد.۳۲ حبه ی آن که صحرای گودال آخری یا بالایی را شامل می شود توسط ظل السلطان به مستوفی بازگردانده می شودو ۴۰ حبه ی آن شامل صحراهای بلندی-گودالهای دمی ومیانی-باغات یزدآباد-لب خندق کرسکان ومنصور آباد در تصرف ظل السلطان باقی می ماند.البته دو صحرای قرق ودشتچی که جزء این ۷۲ حبه نبوده ولی رعایای یزد آباد در آن کشت می کردند نیز در تصرف ظل السلطان بود.مستوفی ۳۲ حبه را وقف می کند که البته امروز به وقف عمل نشده واین زمین ها خرید وفروش می شود .بر اساس اطلاعات سازمان ثبت اسناد فلاورجان در سال ۱۳۱۰ ه.ش زمین های ۴۰ حبه به نام یمین السلطنه فرزند ظل السلطان و۳۲ حبه به نام علیرضا بزرگزاد فرزند عبد الحسین ثبت شده وسند صادر می شود که در سال ۱۳۵۳ تقسیم اراضی شامل آن شده ومیان مالکین وزارعین تقسیم می گردد.(هرحبّه معادل ۱۲ جریب)
باغات یزدآباد
این صحرا از پایین خیابان قلعه(امام خمینی)کنار آزاد راه ذوب آهن شروع ودر ادامه به صحرای بلندی می رسد .البته امروز هیچ باغی در آن نیست ونسبت آن به این اسم شاید در اصل همان باغات نظام آباد بوده که در طومار شیخ بهایی ۱ سهم آب داشته و با بوجود آمدن یزدآباد به باغات یزدآباد تغییر یافته که محصولات این صحرا همچون صحرا های دیگر یزدآباد به کشت گلخانه وبیشتر کشت هوایی مثل سیب زمینی-سبزیجات ودر سالهای پرآبی شلتوک است.
صحرای بلندی
این صحرا بعد از باغات یزدآباد شروع وتا صحرای درب حسن آباد می رسد.وجود خط سیری به نام (رد چی)که امروز ماشین رو نیز شده است به صورتی که خیابان قلعه را به کوچه پابرج وصل می کند از مشخصه ی این صحراست.نام این صحرا از موقعیت فیزیکی آن گرفته شده است.وجود زمین هایی با
عنوان بیرون آبی که مالیات آن فقط به کدخدا می رسید در پایین برج در این صحرا بوده است از این جهت بیرون آبی می گفتندکه از آب جوی یزدآباد (نظام آباد)سهمی نداشته ولی به دلیل نفوذ کدخدا از جوی آب می برد.
صحرای گودال
این صحرا بعد از صحرای بلندی تا صحرای درب حسن آباد است که خود به سه گودال دمی-میانی وبالایی تقسیم می گردد. این نام به خاطر موقعیت فیزیکی آن است وجود باریکه ای به نام (کی ها)که محل هرزآب صحرا بوده این صحرا را از صحرای کرسکان مجزا می کند.
صحرای لب خندق
به واسطه ی خندق پر آبی که در این مکان بوده به لب خندق معروف است.قسمتی از این زمین ها سهم سادات یزدآباد بوده که در زمان یکی از کدخدایان یزدآباد از ایشان گرفته شده وبه ارباب(یمین السلطنه)واگذار شده است.محدوده ی آن بعد از باغات یزدآباد تا جوی محمودیه است(جوی محمودیه از کی ها سرچشمه می گرفته واز طریق یک رشته قنات به مکانی به همین نام در دستگرد خیار می رسد-این جوی وقف است.امروز قنات آن پر شده که قسمتی از قنات وسط خیابان شهرک قدس قرار داشت واز جوی نیز قسمت کمی مانده است)با کشیده شدن آزاد راه ذوب آهن قسمتی از این ملک داخل آزاد راه قرار گرفت وقسمت کناری آن جایی برای ریخته شدن زباله های ساختمانی شده است.
صحرای کرسکان
بعداز صحرای لب خندق از کنار آزاد راه ذوب آهن تا صحرای حسن آبادمحدوده ی این صحراست اهالی یزدآباد به واسطه ی نام این صحرا روستای کرسکان را کرسکان بالایی تلفظ می کنند.باخیابان کشی وقسمت بندی منظم(دانگ بندی)این صحرا،هر قسمت(دانگ)از طریق یک حلقه چاه آبیاری می شود.
صحرای منصور آباد
این صحرا در طومار شیخ بهایی،قریه ی منصورآباد با۴سهم آب آمده است.از پایین خیابان قلعه،مشرق مادی شهاب آباد کنار آزاد راه ذوب آهن شروع وبا یک خط مایل به باغ بادامی در صحرای شهاب آباد درچه ختم می شود.بعد از تقسیم اراضی این صحرا به احمد میرزا فرزند یمین السلطنه ارباب یزدآباد می رسد.
صحرای قرق ودشتچی
این دو صحرا سمت راست رودخانه ی زاینده رودکنار روستای حسین آباد جولرستان قرار دارد.چنانچه از نام قرق پیداست این محل تفرجگاه بوده است. در لفظ محلی به آن قوروق می گویند.بعد از ظل السلطان این صحرا به فرزندش صارم الدوله می رسد که او نیز این صحرا رابه خواهرش خانم ملک واگذار می کند که امروز وارثان او مدعی این ملک اند.قناتی نیز داشته است که از خندق روستای کرسکان سرچشمه می گرفته وتوسط خانم قنات بتن ریزی شده است.گفته می شود قلعه ای نیز داشته است که خرابه های آن تا چند دهه ی پیش از این موجود بوده است.رعایای این صحرا که ساکنان درچه پیاز بوده ند توسط ظل السلطان در یکی از کوچه های قلعه یزدآباد که امروز به نام کوچه شهیدان محمدوحسین نظری قابل شنا سایی است ساکن می کند.کدخدای صحرای قرق نیز از همین رعایا تعیین می شده است.مرحوم کربلایی ابوالقاسم رهنما سال ها کدخدای صحرای قرق بود که باکدخدای یزدآباد مشاجراتی داشتند.


